تبليغاتX
بــرگ از درخت خسته میشه پاییز همش بهونست

بــرگ از درخت خسته میشه پاییز همش بهونست

چیکار کنم آخه من هم اهل کاشانم

تقصیر دلم نیست چشمای تو زیباست

 

 

 

 

اهل کاشانم

روزگارم بد نیست

تکه نانی دارم ،خرده هوشی ،سر سوزن ذوقی

مادری دارم بهتر از برگ درخت

دوستانی ،بهتر از آب روان

و خدایی که در این نزدیکی است

لای این شب بوها،پای کاخ بلند

من مسلمانم

قبله ام یک گل سرخ

جانمازم چشمه ،مهرم نور

دشت سجاده من

من وضو با تپش پنجرهامی گیرم

درنمازم جریان دارد ماه، جریان دارد طیف

سنگ از پشت نمازم پیداست

همه ذرات نمازم متبلور شده است

من نمازم را وقتی می خوانم

که اذانش را باد گفته باشدسر گل دسته سرو

من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می خوانم

پی قدقامت موج

اهل کاشانم

پیشه ام نقاشی است

گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ ،می فروشم به شما

تا به آوازشقایق که در آن زندانی است

دل تنهاییتان تازه شود

چه خیالی ....می دانم

پرده ام بی جان است

خوب می دانم حوض نقاشی من بی ماهی است

من نمی دانم

که چرا می گویند

اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست

و چرا در قفس هیچ کرکسی نیست

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟

چشمها را باید شست

جور دیگر باید دید

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

کار ما شاید این است

که در افسوس گل سرخ شناور باشیم

پشت دانایی اردو بزنیم

دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم

صبح ها وقتی خورشید

در می اید، متولد می شوم

هیجان را پرواز دهیم

روی ادراک فضا ، رنگ ، صدا ، پنجره، گل نم بزنیم

آسمان را بشناسیم

میان دو هجای هستی

ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم

بار دانش را از دوش پرستوبه به زمین بگذاریم

نام را باز ستاییم از ابر

از چنار ، از پشه ، از تابستان

روی پای تر باران به بلندی محبت برویم

در روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم

کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن

پی آواز حقیقت بدویم

تقدیم به تمامی دوستان خوبم که مرا تا این لحضه همراهی کردند

  

                                                                                          شاعر: سهراب سپهری

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 اردیبهشت1385ساعت 19:21  توسط love2887  | 

عجيب ترين حكايت از بازگشت ارواح

  عجيب ترين حكايت از بازگشت ارواح

دست موميايي ملكه 3 هزار ساله مصر زنده مي شود و انتقام خود را از كاهنان امروز مي گيرد عكس هايي كه همسر لويي هامان سياح معروف فرانسوي از روح ملكه عصيانگر مصر گرفته است و بازو بندهاي اهدايي وي در موزه لندن موجود است.
در يك جلسه سخنراني كه در حضور ملكه انگلستان برگزار مي شد، ملكه اليزابت از لرد ”هاليفاكس“ درخواست كرد تا يكي از خاطرات عجيب خود را كه تاكنون در جايي بازگو نكرده است. براي افراد حاضر در آن جلسه بيان كند. لرد ”هاليفاكس“ اين درخواست را پذيرفت و طي مقدمه كوتاهي اظهار داشت:

اخيراً فرهنگستان پادشاهي علوم در انگلستان موضوع بازگشت ارواج را مورد مطالعه قرار داده و از مردم انگلستان درخواست كرده بود كه آنچه اطلاعات درباره بازگشت مردگان دارند به فرهنگستان ارسال کنند كه بعضي از آنها حتي عكس ها و نقشه هايي را نيز جهت استناد ارسال كرده بودند. من قبل از بيان يك واقعه مستند شما را از تمسخر و تخطئه اين مساله برحذر مي دارم. به ويژه درباره حادثه اي كه برايتان حكايت خواهم كرد. زيرا علاوه بر من كنت ”لويي هامان“سياح و جهانگرد بزرگ فرانسوي كه افتخار حضورشان را در اين مجلس داريم و اكثر كشورهاي جهان را سياحت كرده است در اين مورد شهادت خواهد داد. به طوري كه ”لويي هامان“ مي گفت:

لرد”هاليفاكس“از ادامه صحبت خود منصرف شد و از سياح معروف فرانسوي خواهش كرد تا خودش روي صحنه بيايد و ماجراي دست خونين ملكه مصر را براي حضار تعريف كند. با تشويق حاضر ”لويي هامان“ پيش تربيون قرار گرفت و گفت:

باور كنيد نه به خاطر غرابت موضوع، چون خودم و همسرم شاهد اين قضيه هراس انگيز بوده ايم قادر به صحبت در اين باره نيستم. من از دوست عزيزم ”هاليفاكس“ خواهش مي كنم اين زحمت را از شانه ناتوان من بردارد و خودش به شرح موضوع بپردازد.

لرد ”هاليفاكس“ به اجبار رشته سخن را به دست گرفت و گفت:

”لويي هامان“ تا چند سال قبل كه دست موميايي شده اي كه حدود 3 هزار سال از مرگ صاحبش مي گذشت را در اختيار داشت و من از شخص او شنيده بودم كه چگونه و در چه شرايطي آن دست بريده را صاحب شده و به چه علتي ناگريز پس ازدو سال آن را از خود دور نموده است.

هنگام كشف مقبره ”توتان خامون“ در منطقه اي معروف به دره پادشاهان، مردم بومي مصر با خاطري آشفته و لحني هراسناك مي گفتند: چون اروپاييان به نام علم و دانش مقبره فرعون را شكافته اند و خواب 3 هزار ساله او را آشفته كرده اند فرعون ازآنان انتقام خواهد گرفت“.

حتي دانشمنداني كه از تاريخ فراعنه و مصر باستان اطلاعات عميقي داشتند و به هيچ وجه ترديدي در صحت اظهارات آنان نمي رفت از خودنمايي و انتقامجويي اشباح و ارواح حكاياتي باور نكردني كه خود شاهد آن بوده اند نقل مي كردند و مي گفتند:

”جسد موميايي شده يكي از فراعنه مصر در موزه مصر زنده شده و پس از يك سلسله عمليات ناپديد شده است“. حتي از وي فيلمبرداري هم كرده بودند. اما آنچه را كه من قصد دارم بگويم از آن هم عجيب تر است.

يك روز كه به خانه ”هامان“ رفته بودم ”لويي هامان“ براي من گفت:

اين دست موميايي شده را ”پاشا خديو اسمعيل“ يكي از پادشاهان مصري كه مدعي بود از نسل فراعنه مصر است به من هديه داده است . چون من بيماري مالارياي پاشا خديو اسمعيل را با داروهايي كه از فرانسه به همراه برده بودم درمان كرده بودم. او به عنوان قدرشناسي و اين كه هميشه به ياد او باشم اين دست موميايي شده را كه بازو بندي گران بها بر بازوي خود داشت. به من داد و گفت: اين هديه گرامي ترين و گرانبهاترين چيزي است كه در اختيار دارم و در تمام مصر نظير آن يافت نمي شود، زيرا اين دست متعلق به ”توتان خامون“ يكي از هفت دختر فرعوني است كه قبل از ”توتان خامون“ بر مصر سلطنت مي كرده است.

”توتان خامون“ كه اين دست موميايي شده به وي تعلق داشت بر عليه پدر خود دست به شورش زد و سرزمين هايي را نيز متصرف شد. اما كاهنان معابد او را به اتهام عصيان عليه پدر تكفير كردند و با سپاهيان معابد به فرعون پيوستند و شاهزاده خانم را شكست دادند. اما چون شانس ملكه عاصي بلند بود در ميان جنگ كشته شد و كاهنان براي اين كه او را به مجازات برسانند دست راست او را بريدند تا دست وي كه با شمشير عليه پدرش به حركت در آمده و باعث مرگ بسيار از مردم مصر شده بود در گور همراه پيكر او نياسايد و در نتيجه تا دنيا دنياست پيوسته در عذاب دايم باشد.

مصريان قديم عقيده داشتند: تمام اجزاء مردگان به ويژه رجال، فراعنه و افراد خاندان آنان در يكجا دفن شود تا دچار عذاب نشود، و حتي اگر يك بند انگشت هم از جسدي گم ميشد آنقدر جستجو مي كردند تا عضو گمشده را به جاي خودش بازگردانند.

تابوت ”توتان خامون“ در كناره دره فراعنه قرار داده شد. ولي طبق حكم كهنه معابد و سوگندي كه درباره مجازات او ياد كرده بودند،دست موميايي شده ملكه عاصي در تابوتش گذاشته نشده و مدت 30 قرن دست به دست مي گشت تا بالاخره از طريق ”پاشا خديو اسمعيل“ به من هديه شد و من نيز آن را به همراه خود به انگلستان آوردم و در سالن موزه شخصي خودم گذاشتم. ”لويي هامان“ كه به هيجان آمده بود و مثل اين بود كه طرز گفتار لرد ”هاليفاكس“ چندان راضي به نظر نمي رسيد، خودش ادامه داد ماجرا را بر عهده گرفت و گفت:

من شخصا به هر كجا كه مسافرت مي كردم،حتي در مسافرتهاي طولاني اين دست را از خود جدا نمي كردم چون هميشه وحشت داشتم كه مبادا به خاطر آن بازو بند قيمتي كه بر بازو دارد آن را از من سرقت كنند . يك روز كه در خانه مسكوني ام در ايرلند بودم متوجه شدم كه دست موميايي كه به سختي و استحكام چوب آبنوس و به رنگ تيره تنباكويي بود، تغيير وضع داده و انگشت سبابه اش را با وضع معناداري به طرف سقف اتاق نشانه رفته است.

لحظاتي چند با دقت به آن نگاه كردم و از خدمه و همسرم درباره علت اين مورد عجيب سوال كردم ولي آنها هم از علت آن تغيير حالت بي خبر بودند. ناگريز با فشار زيادي كه بر آن انگشت وارد آوردم آن را مجدداً به حال اولش بازگرداندم.

روز بعد با صداي جيغ يكي از خدمه به طرف سالن موزه ام دويدم. ابتدا فكر كردم سرقتي به اشياء موزه واردآمده است اما موضوع سرقت در كار نبوده با كمال تعجب ديدم كه گوشت و عضلات آن دست نرم شده است و در رگهاي آن خون وجود دارد و قطراتي از خون بر روي شيشه ميز چسبيده است. اكيداً غدغن كردم نه همسرم و نه مستخدمه ام در اين باره حرفي با كسي بزنند. زيرا توجيه اين مساله غير ممكن بود. اما در ماه ”مي“ سال بعد پس از مدتي كه دست ملكه عاصي مصر به حالت اوليه خود بازگشته بود مجدداً آثار حيات در آن ظاهر شده و خون تازه از آن مي چكيد.

وقتي به تقويم مراجعه كردم متوجه شدم اين اتفاق دقيقاً در روز بيست و دوم ماه مي هر سال اتفاق مي افتد و دست مرده زنده مي شود چون سال بعد در همان تاريخ دست را زير نظر گرفتم متوجه شدم آن دست موميايي شده مثل دودي از روزنه صندوق شيشه اي خارج شد. در اتاق را باز كرد ورفت و سحرگاه بازگشت و به همان صورت در صندوق جاي گرفت و شروع به زنده شدن نمود.

چون مي ترسيدم دچار جنون شده باشم از داستن كه از دوستانم بود و از پزشكي قانوني دكتر جانسون ولرد ”هاليفاكس“ عزيز دعوت كردم و از آنها كه دست موميايي شده ام را بارها در سالن موزه ام ديده بدند شگفت زده تاييد كردند كه آثار حيات كامل در آن دست موميايي موجود است و حال اين كه 3 هزار سال از موميايي شدن آن گذشته است .

”لويي ماهان“ يك گواهينامه رسمي از پزشكي قانوني و يك مجوز رسمي از دادستان و يك تاييد نامه رسمي از لرد ”هاليفاكس“ به حاضرين نشان داد كه اين ماجرا را تاييد مي كردند.

وقتي در آرشيو پليس اسكاتلند يارد وقايع شب تا صبح بيست و دوم ماه مي سه سال اخير بررسي شد، متوجه شديم دست موميايي به سراغ چند نفر مصري كه در نقاط مختلف كشورهاي فرانسه، آلمان و انگليس زندگي مي كرده اند رفته و آنها را به قتل رسانده است و چون پليس هر سه كشور نتوانسته اند رد پايي از قاتل بدست آورند نام وي را دست خفه كننده نهاده اند و شب هاي بيست و دوم ماه مي نيز گشت خود را چند نفره مي كنند. اما باز هم قتل طبق معمول رخ مي داد و هيچ رد پايي هم از قاتل بر جاي نمي ماند . در قانون انگلستان هم براي مجازات يك دست موميايي شده جنايتكار مجازاتي معلوم نشده بود و اصولاً اثبات اين مساله كاري غير ممكن بود.

در ماه اكتبر همان سال، به علت بروز انقلاب در ايرلند، زندگي در آن كشور بسيار دشوار شد. من و همسرم تصميم گرفتيم ايرلند را ترك كنيم و براي مدتی ساكن انگلستان بشويم تا اوضاع ايرلند بحران زده آرام گيرد. به همين منظور اموال و اجناس خود را بسته بندي كرده و به تدريج به لندن ارسال كرديم.

خدمه را نيز در شب آخر اقامتمان در ايرلند مرخص كرديم و من و همسرم تصميم گرفتيم روز بعد آن كشور را ترك كنيم اما در همين لحظه حيرت زده مشاهده كرديم از آن دست موميايي كه مجدداً زنده شده است خون مي ريزد. ما كه نمي توانستيم با آن كيفيت يك دست بريده خون آلود را به همراه خود از كشور خارج كنيم، به اتفاق همسرم تصميم گرفتيم آن را در آتش شومينه ديواري مان بياندازيم و خودمان را از شر نگهداري آن آسوده كنيم. من با ترس و لرز فراوان دست خون ريز را برداشتم و در حالي كه همسرم دعا مي خواند آن را در شومينه سوزان انداختيم.

”لويي هامان“ در حالي كه رنگ از چهره اش پريده و زبانش به لرزه افتاده بود، جرعه اي آب نوشيد و گفت: خداي من به محض اين كه دست را در آتش انداختيم واقعه اي رخ داد كه تا كسي به چشم نديده باشد نمي تواند باور كند،زيرا به عقل راست نمي آيد. ابتدا شيشه هاي در بزرگ تالار با صداي مهيبي شكست و ما تصور كرديم جمهوريخواهان و يا انقلابيون به خانه ما هجوم آورده اند. در حالي كه ازدر عقبي منزل قصد فرار داشتيم ناگهان در بلوطي و محكم تالار اصلي منزل تحت فشار فوق العاده اي شكست و با صداي مهيبي وسط تالار افتاد.

از جاي در كه از جاي كنده شده بود محوطه باغمان را كه نور ماه روشن شده بود ديديم روي سكويي زني كه فقط سر و شانه هايش پيدا بود بي حركت نشسته بود وقتي ما را متوجه خود ديد از جا برخاست و وارد سالن شد و مستقيماً به طرف آن اجاق رفت.

در روشنايي چراغ و آتش شومينه اندام وي كاملا ديده مي شد. روي سرش تاجي زرين مي درخشيد و بر اطراف آن انوار رنگارنگي ديده مي شد. گرداگرد آن ماري عظيم كه علامت خانوادگي فراعنه قديم مصر بود به چشم مي خورد كه حلقه زده،اما آماده حمله به نظر مي رسيد.

از كلاه و جواهرات كمربندش اشعه اي نوراني مي درخشيد كه نور چراغ و شعله آتش را تحت الشعاع قرار داده بود.

همسرم اشاره مرا دريافت و تند تند از او عكس مي گرفت. آن زن مقابل شومينه خم شد و بازوي چپ خود را در آن آتش سوزان فرو برد و دست راستش را كه ما در آتش انداخته بوديم برداشت و ما در نهايت وضوح ديدم كه دو دست خود را در بالاي سر به هم وصل كرد.

شاهزاده خانم زير اين شبح جز همان شاهزاده خانم باستاني عاصي مصر نبود. به عقب بازگشت. به در خروجي نزديك شد. لحظه اي با ديدگانش كه گويي در فضاي سالن بر جاي گذاشته بود به ما نگاه كرد و گفت: دوران 30 قرن مجازات من تمام شد. انتقام خود را نيز از اعقاب آن كاهنان خيانتكار گرفتم و اكنون آلوده به آرامگاه ابديم باز مي گردم . آنگاه دو بازو بند يكسان را از بازوان خود گشود و به طرف ما انداخت و رفت...

”لويي هامان” عكس ها و بازوبندها را به ملكه اليزابت تقديم كرد و با گزارشهاي ضميمه به موزه ملي انگلستان هديه شد. در حالي كه هنوز هم عده اي از حاضرين اين را يك داستان مي دانستند.

منبع : رنگين كمان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 اردیبهشت1385ساعت 19:17  توسط love2887  | 

اولين بار چه كسي از دماغ فيل افتاد؟!

  اولين بار چه كسي از دماغ فيل افتاد؟!

«از دماغ فيل افتادن» ضرب المثلي كه از ديرباز ميان مردم رد و بدل مي شود، به كسي اطلاق مي شود كه به اصطلاح، خودش را بسيار مي گيرد. يعني به زبان صريح تر، كسي كه از خودراضي باشد و تكبر و خودبيني اش ديگران را آزار دهد، مردم درباره اش مي گويند «فلاني از دماغ فيل افتاده».
مهدي پرتوي آملي، نويسنده و محقق كتاب جامع «ريشه هاي تاريخي امثال و حكم» معتقد است كه ريشه اين ضرب المثل به زمان حضرت نوح باز مي گردد. داستان از اين قرار بود كه حضرت نوح كه از سوي خداوند مامور مي شود تا از تمام موجودات كره زمين يك جفت در كشتي معروفش بگذارد تا سيل و طوفان نسل آنان را منقرض نكند،‌ يك روز ديد كه كشتي پر از فضولات حيوانات شده است. همراهان حضرت نوح گله به نزد پيامبر مي برند و او هر چه مي انديشد براي تخليه فضولات آن همه حيوان، فكري به ذهنش نمي رسد. پس دست به دعا مي برد و از خداوند مي خواهد كه در اين طوفان، آنان را از فضولات و بوي آن نجات دهد. خداوند هم به او دستور مي دهد كه دستي به پشت فيل بزند. حضرت نوح به محض اين كه دستور را مي شنود، آن را عملي مي كند. دستي به پشت حيوان عظيم الجثه يعني فيل مي زند و ناگهان از دماغ بزرگ فيل، يعني خرطومش يك خوك مي افتد زمين. خوك هم به محض اين كه پايش به زمين مي رسد شروع مي كند به خوردن فضولات و كثافات و كشتي ظرف چند ساعت، مثل روز اول، پاك و پاكيزه مي شود.
در همين هنگام مي گويند، ابليس كه از پاكيزگي كشتي ناراحت شده بود، دست به پشت خوك مي زند و ناگهان از دماغ خوك، موشي بيرون مي جهد. موش شروع مي كند به خرابكاري و آنقدر به كارش ادامه مي دهد كه نزديك است كشتي سوراخ شود. خداوند كه اين را مي بيند به نوح دستور مي دهد تا دوباره دستي به پشت شير بمالد. هنوز حضرت نوح دستش را از پشت شير برنداشته بود كه ناگهان از دماغ شير درنده، گربه به زمين مي افتد و به دنبال موش مي افتد. پس طبق روايات اسلامي سه حيوان پس از طوفان نوح به جهان هستي گام گذاشتند و پيش از آن وجود نداشتند: خوك، گربه و موش.
حال ببينيم ارتباط خوك كه از دماغ فيل افتاده است چه ربطي دارد به آدم هاي متكبر و از خود راضي.
مهدي پرتوي آملي در اين باره آورده است: «از آنجا كه فيل حيوان عظيم الجثه اي است و عظمت و هيبتش دل شير را مي لرزاند، لذا آنچه از دماغ فيل افتاده: «حتي اگر خوك مفلوك هم باشد» در مورد افراد خودخواه متكبر معجب مورد استفاده و ضرب المثل قرار گرفته است.»
اما به نظر مي رسد كه چهره خود خوك هم در كاربرد اين ضرب المثل درباره آدم هاي از خود راضي، بي ارتباط نيست. خوك همان طور كه همگان مي دانند دماغي سربالا دارد و چشم هاي ريزش هم طوري است كه انگار هميشه از بالا، آن هم از بالاي دماغ سربالايش به بقيه چيزها نگاه مي كند. چنانچه اصطلاح ديگري هم در مورد آدم هاي از خود راضي به كار مي رود: «طرف چنان دماغش را بالا مي گيرد و راه مي رود كه انگار ... .»
علي اكبر دهخدا در «امثال و حكم» خود، جلوي ضرب المثل «از دماغ فيل افتاده» فقط نوشته است: «بسيار برتن و متكبر است.» احمد شاملو در «كتاب كوچه» يادي از اين ضرب المثل نكرده است.
اما جوانان امروز اصطلاحاتي به جاي اين ضرب المثل به كار مي برند كه در اين سال ها ساخته شده است. «طرف براي خودش پپسي باز مي كند»، «طرف براي خودش كارت تبريك مي فرستد».
در «فرهنگ لغات زبان مخفي» نوشته دكتر مهدي سمائي اشاره اي به اصطلاحات جوانان كه متضمن اين مضمون باشد، ديده نشد.

منبع : خبرگزاري ميراث فرهنگي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 اردیبهشت1385ساعت 19:15  توسط love2887  | 

آشنايي با سخت افزار Modem

 آشنايي با سخت افزار Modem

 در صورتيکه هم اکنون در حال مطالعه اين مطلب در منزل و يا محل کار خود می باشيد،  مطلب فوق از طريق مودم در اختيار شما گذاشته شده است . واژه "مودم" از ترکيب کلمات "modulator-demodulator" اقتباس شده است .از مودم برای ارسال داده های ديجيتال از طريق خطوط تلفن استفاده بعمل می آيد. مودم ارسال کننده اطلاعات، عمليات مدوله نمودن داده را به سيگنال هائی که با خطوط تلفن سازگار می باشند، انجام خواهد داد. مودم دريافت کننده اطلاعات، عمليات " دی مدوله " نمودن سيگنال را بمنظور برگشت به حالت ديجتال انجام می دهد. مودم های بدون کابل داده های ديجيتال را به امواج راديوئی تبديل می نمايند.

مودم ازسال 1960 در کامپيوتر و بمنظور ارسال و دريافت اطلاعات توسط ترمينال ها و اتصال به سيستم های مرکزی، مورد استفاده قرار گرفته است .شکل زير نحوه ارتباط فوق در کامپيوترهای بزرگ را نشان می دهد.

سرعت مودم ها در سال 1960 حدود 300 بيت در ثانيه (bps) بود. در آن زمان يک ترمينال ( يک صفحه کليد و صفحه نمايشگر) قادر به تماس تلفنی با کامپيوتر مرکزی بود. فراموش نکنيم که در آن زمان وقت کامپيوتر بصورت اشتراکی مورد استفاده قرار می گرفت و سازمانها و موسسات با خريداری نمودن زمان مورد نظر خود، امکان استفاده از کامپيوتر اصلی را بدست می آورند. مودم ها در آن زمان اين امکان را بوجود می آورند که موسسات ياد شده قادر به ارتباط با سيستم مرکزی با سرعتی معادل 300 بيت در ثانيه باشند.در چنين حالتی زمانيکه کاربری از طريق ترمينال کاراکتری را تايپ می کرد، مودم کد معادل کاراکتر تايپ شده را بر اساس  استاندارد اسکی، برای کامپيوتر مرکزی ارسال می نمود. در موارديکه کامپيوتر مرکزی اطلاعاتی را بمنظور نمايش برای ترمينال ارسال می کردد نيز از مودم استفاده می گرديد.

همزمان با عرضه کامپيوترهای شخصی در سال 1970  استفاده از سيستم های بولتنی(BBS(Bulletin board system مطرح گرديد. اشخاص  و يا موسسات با استفاده ازيک و يا چند مودم و برخی نرم افزارهای مربوط به BBS ، سيستم را پيکربندی نموده و کاربران ديگر با استفاده از مودم قادر به تماس با سيستم بولتنی، بودند. در چنين مواردی کاربران  برنامه شبيه ساز کننده ترمينال، را بر روی کامپيوتر خود اجراء می نمودند و بدين ترتيب سيستم آنان مشابه يک ترمينال رفتار می نمود. از سيستم های بولتنی اغلب برای اطلاع رسانی استفاده می گرديد.  سرعت مودم ها در آن زمان حدود 300 بيت در ثانيه بود. در اين حالت در هر ثانيه حدود 30 حرف می توانست ارسال گردد. تا زمانيکه کاربران حجم بالائی از اطلاعات را ارسال نمی کردند مشکلات ارتباطی از بعد سرعت چندان مشهود نبود ولی بمحض ارسال داده های با حجم بالا نظير برنامه ها و تصاوير به سيستم های بولتنی و يا دريافت اطلاعا ت از طريق آنان سرعت 300 بيت در ثانيه پاسخگو نبود . تلاش های فراوانی در جهت افزايش سرعت مودم ها صورت گرفت . ماحصل تلاش های فوق افزايش نرخ انتقال اطلاعات در مودم ها بود .

  • از سال 1960 تا 1983 سرعت 300 بيت در ثانيه

  • از سال 1984 تا 1985 سرعت 1200 بيت در ثانيه

  • از سال 1986 تا 1989 سرعت 2400 بيت در ثانيه

  • از اواخر سال 1990 تا اوايل 1991 9600 بيت در ثانيه

  • سرعت 19/2 کيلو بيت در ثانيه

  • سرعت 28/8 کيلو بيت در ثانيه

  • سرعت 33/6 کيلو بيت در ثانيه

  • سرعت 56 کيلو بيت در ثانيه ( در سال 1998 استاندارد گرديد )

  • خطوط ADSL با حداکثر سرعت 8 مگابيت در ثانيه ( از سال 1999 متداول شده است )

مودمهای با سرعت 300 بيت در ثانيه

در آغاز از مودم های با سرعت 300 بيت در ثانيه استفاده می گرديد . طرز کار مودم های فوق بسيار ساده بود. مودم های فوق از يک Frequency shift keying FSK  برای ارسال اطلاعات ديجيتال از طريق خطوط تلفن استفاده می کردند. در FSK از يک فرکانس ( tone) متفاوت برای بيت های متفاوت استفاده می گرديد. زمانيکه يک مودم متصل به ترمينال با مودم متصل به کامپيوتر تماس می گرفت، مودم متصل به ترمينال مودم، originate ناميده می شود. مودم فوق برای مقدار" صفر" ، فرکانس 1070 هرتز و برای مقدار" يک"، فرکانس 1270 هرتز را ارسال می نمايد. مودم متصل به کامپيوتر را مودم Answer می نامند. مودم فوق برای ارسال مقدار" صفر" ، فرکانس 2025 هرتز و برای مقدار" يک" ، فرکانس 2225 هرتز را ارسال می کرد.با توجه به اينکه مودم های فرستنده و گيرنده از فرکانس های متفاوت برای ارسال اطلاعات استفاده می کردند، امکان استفاده از خط بصورت همزمان فراهم می گرديد. عمليات فوق Full-duplex ناميده می شود. مودم هائی که صرفا" قادر به ارسال اطلاعات در يک جهت در هر لحظه می باشند half-duplex ناميده می شوند.

فرض کنيد دو مودم متصل و کاربر ترمينال ( فرستنده ) حرف a را تايپ نمائيد. کد اسکی حرف فوق 97 دهدهی و يا 01100001 باينری است . دستگاهی با نام UART موجود در ترمينال بايت ها را به بيت تبديل و آنها را از طريق پورت سريال (RS-232 Port) در هر لحظه ارسال می دارد. مودم ترمينال به پورت سريال متصل بوده و در هر لحظه يک بيت را دريافت می دارد.در ادامه اطلاعات مورد نظر از طريق خط تلفن ارسال خواهند شد.

مودم های سريعتر

بمنظور ايجاد مودمهای سريعتر طراحان مودم مجبور به استفاده از روش های مناسبتری نسبت به FSK بودند. در ابتدا ازPhase-Shift  Keying   PSK و در ادامه از روش Quadrature amplitude modulation)QAM) استفاده کردند. روشهای فوق امکان ارسال حجم بالائی از اطلاعات را فراهم می نمودند. شکل زير يک مودم 56kbps را نشان می دهد.

 تمام مودم های با سرعت بالا بنوعی از مفهوم " تنزل تدريجی "  استفاده می نمايند. اين بدان معنی است که آنها قادر به تست خط تلفن و تنظيم سرعت مناسب می باشند.

در ادامه تحولات مربوط به مودم  مودم های Asymmetric digital subscriber line)ADSL) بوجود آمدند. از واژه "غير متقارن" بدين دليل استفاده شده چون مودم های فوق قادر به ارسال اطلاعات با سرعت بالاتر در يک  مسير نسبت به مسير ديگر می باشند. مودم های ADSL از اين حقيقت که هر منزل و يا محل کار دارای يک کابل مسی اختصاصی بين محل مورد نظر و شرکت مخابرات مربوطه می باشند، استفاده نموده اند. خط فوق قادر به حمل حجم بالائی از داده نسبت به سيگنال 3000 هرتزی مورد نياز برای کانال های صوتی تلفن می باشد . در صورتيکه مرکز تلفن مربوط و منزل و محل کار کاربر هر دو از مودم های ADSL در دو طرف خط استفاده نمايند، بخشی از کابل مسی بين منزل و مرکز نلفن می تواند بعنوان يک کانال انتقال اطلاعات ديجيتال با سرعت بالا مطرح گردد. ظرفيت خطوط فوق در حد  ارسال يک ميليون بيت در ثانيه بين منزل و مرکز تلفن (UpStream) و هشت مگابيت در ثانيه بين مرکز تلفن و منزل (Downstream) تحت شرايط ايده آل است . با استفاده از يک خط می توان بصورت همزمان مکالمات تلفنی و داده های ديجيتال را ارسال کرد.

رويکرد استفاده شده در مودم های ADSL از اصول ساده ای تبعيت می نمايد. پهنای باند خطوط تلفن بين 24000 هرتز و 1100000 هرتز به باندهای 4000 هرتزی تقسيم می گردد.و يک مودم مجازی برای هر باند در نظر گرفته می شود. هر يک از 249 مودم مجازی باند مربوط به خود را تست و بهينه ترين حالت را برای خود در نظر خواهند گرفت .برآيند سرعت تمام 249 مودم مجازی،  مجموع سرعت کانال خواهد بود.

پروتکل Point-to-point

امروزه از ترمينال های واقعی و يا شبيه سازی شده بمنظور اتصال به يک کامپيوتر استفاده نمی شود. از مودم ها بمنظور اتصال به يک مرکز ارائه دهنده خدمات اينترنت (ISP) استفاده و مرکز فوق امکان ارتباط با اينترنت را فراهم می آورد. مودم مربوطه مسئوليت روتينگ بسته های اطلاعاتتی بسته بندی شده بر اساس پروتکل TCP/IP بين مودم استفاده شده و ISP را برعهده خواهد اشت . روش استاندارد استفاده شده برای روتينگ بسته های اطلاعاتی از طريق مودم، Point-to-point protocol)ppp) ناميده می شود.  TCP/IP موجود بر روی کامپيوتر کاربر بصورت عادی داده گرام های خود را ايجاد می نمايد داده گرام های فوق برای انتقال در اختيار مودم گذاشته می شوند. ISP مربوطه داده گرام ها را دريافت و آنها را در مسير مناسب هدايت ( ارسال) خواهد کرد. در زمان دريافت اطلاعات از طريق ISP و استقرار آنها بر روی کامپيوتر کاربر از فرآيندی مشابه استفاده می گردد.

منبع: شركت سخاروش

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 اردیبهشت1385ساعت 19:14  توسط love2887  | 

MP4

آيا ميدانيد MP4 چيست؟!

 MP4 مخفف MEPG-4 استاندارد ISO/IEC است كه توسط (MEPG(Group Moving Picture Expert ارائه شده است.اين كميته توسعه MPEG-1 و MEPG-2 را نيز بر عهده داشته است.

اين استانداردها تاثير چشمگيري بر صنعت چند رسانه اي هاو به خصوص در ارايه فيلم هاي ويديويي روي CD و تلويزيون هاي ديجيتالي داشته اند. MEPG4 نتيجه تلاش بين المللي ديگري با صدها محقق و مهندس در سرتاسر جهان است كه با اسم 14496 ISO/IEC در اكتبر 1998نهايي شد و در اولين ماههاي 1999 استاندارد گرديد.البته پس از آن نسخه هايي از اين استاندارد ارايه شده است و هنوز كار روي اين استاندارد ادامه دارد.

موفقيت MPEG-4 در سه حيطه اساسي زير است:
تلويزيون هاي ديجيتالي
برنامه هاي كاربردي گرافيكي متعامل با كاربر
چند رسانه اي هاي متعامل باكاربر (در دسترسي هاي اينترنتي)
MPEG-4 مؤلفه هاي تكنولوژيكي استاندارد شده اي در اختيار قرار مي دهدكه امر يكپارچگي محصول توزيع و دسترسي به محتويات را ممكن مي سازد.اطلاعات تخصصي تر در مورد اين استاندارد مي تواند در سايت آن به اين آدرس يافت شود: http://mepg.telecomitalilab.com (البته در تايپ آدرس دقت داشته باشيد كه آدرس اين سايت نسبت به بزرگي وكوچكي حروف حساس است).

اين مطالعات يك سوال رادر ذهن بشر ايجاد مي كند كه آيا او روزي مي تواند تمام آرشيو و كلكسيون موسيقي خود را تنها روي يك يا دو Cdكامل ذخيره كند؟

MP4 يكي از مصطلح ترين مخفف هايي است كه به جاي MPEG-4 بكار رفته است .
Div X نيز از همين استاندارد پيروي مي كنند. اين اسامي به عنوان قالب هايي براي فشرده سازي امكان ذخيره ي فايل ها با حجمي حتي كمتر از فايلهايي با قالب DVD (تقريبا 10 درصد حجم اصلي فايل)امكان پذير مي شود كه به راستي در اينترنت يك مزيت محسوب مي شود.يك فيلم دو ساعته با صدايي با كيفيت خوب يك CD صوتي را مي توان تنها در يك CDجاي داد.البته خوب است خوانندگان بدانند كه MP4 براي پخش كننده ها (brodcasters) طراحي شده بود تا با بهبود پخش زنده ويدئو در اينترنت در اين راه به موفقيت بيش تري دست يابند.به عبارت ديگر هدف اين بود كه اين قالب تنها براي پخش روي اينترنت حفظ شودو امكان ذخيره آن نباشد و بدين ترتيب سايت هايي مانند napster ديگر به وجود نمي آمدند تا حق كپي رايت را ناديده بگيرند.اما با دسترسي هكرها به اطلاعات مربوط به آن در سايت ماكروسافت و پخش آن روي اينترنت اين رويا به تحقق نپيوست.البته هنوز مشكلات ذخيره فايل ها بدين فرمت حل نشده است و به عنوان مثال اگر بخواهيد فيلم هاي DVDرا به Div X تبديل كنيد لازم است كه ابتدا كدينگ Div Xرا دراختيارداشته باشيد(بديهتا)والبته به فضايي معادل6گيگابايت هارد ديسك يك درايو DVDيك CD Writer و صبري معادل با 12ساعت نيازخواهيد داشت .
در زمينه فشرده سازي صوتي MP4به مفهوم " MEPG-4 AAC" است كه در اين استاندارد افت كيفيتي در صدا مانند ’ MEPG-2 Aac’ وجود نخواهد داشت زيرا نرخ رشته بيتي دقيقا يكسان خواهد بود.البته MP4 مي تواند قالب هاي MEPG-2 وحتي MP3 را در بر بگيرد. براي پخش آهنگ هاي ذخيره شده با اين استاندارد به نرم افزار هاي جديدي نياز نيست و winamp از نسخه2به بعد و footbar2000 با pluginهاي مناسب و quick Time 6.0و Windows Media Playerبا فيلتر 3ivx DirectShow يا Envivio Tv مي توانند اين قالب را پخش كنند.البته پخش اين آهنگ ها به نوع كدينگ و نرم افزار نوشتن آن نيز بسيار بستگي دارد.به عنوان مثال نرم افزار MP4creator قابليت هاي بيش تري براي ايجاد اين قالب فايل نسبت به winamp دارد و پخش كننده هاي بيش تري قادر به باز گشايي كدينگ آن هستند.براي انتقال اين نرم افزار و كسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به آدرس http://faac.sourceforge.net/wiki.index.php?page=mp4creator مراجعه كنيد.
در حالي كه هنوز اين استاندارد به بهره برداري كامل نرسيده است در سايت كميته MEPG مي توانيد مطالبي را در مورد MEPG-7 و MEPG-21 پيدا كنيد.

منبع : سايت اخبار فن آوري اطلاعات

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 اردیبهشت1385ساعت 19:12  توسط love2887  | 

مطالب قدیمی‌تر